عبدالله مستوفى
653
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
دو سه بار نوشتهام ، هر ساله ششماههء محلى افواج را مطالبه ميكرد و احيانا موفق ميشد ، كه اين اشتلم را پيش هم ببرد ، و در حدود يك مليون تومان نقد و جنس را دريافت داشته ، و لوطىخور كنند « 1 » براى حلال شدن اين مبلغ ، رؤساى قشونى بمركز ولايات و ايالات ميفرستادند ، و يك چند نفرى سرباز از افواج محلى را بمركز ايالات و ولايات جمع ميكردند ولى از اين ادارات قشونى هيچكارى ، كه فائدهاى داشته باشد ، متمشى نبود ، و اگر كارى هم پيش ميآمد ، قزاقهاى حكومتى و ژاندارمها انجام ميكردند . پهلوى هم ، از 1299 تا اينوقت ، هرچه قشون گرفته بود ، همه داوطلب بودند . البته آدم آدم است ، بين داوطلب و بنيچهاى آن فرقى نيست ، فقط تفاوتى كه باهم دارند همان پادارى بنيچهاى ، و بىپائى و بىاساسى داوطلب است ، كه سرباز بنيچه نميتواند فرار ، يا سر بزنگاه شانه از زير بار كار خالى كند ، زيرا صاحب بنيچه ضامن اوست ، اما داوطلب ميتواند ، در مواقع عادى ، از مواجب استفاده كند ، و در موقح كار ، استعفا بدهد . اگرچه افسران ژاندارم و قزاق ضامنهاى نسبة معتبرى از داوطلبها ميگرفتند ، و اين ضامنها هم ، مبلغ معتنابهى تعهد ميكردند ، كه مثلا تا چند سال داوطلب خدمت كند . ولى ، اگر در موقع ضرورت ، داوطلب سر زير آب ميكرد ، بر فرض اينكه وجه تعهد را هم از ضامن او مىگرفتند ، پول آدم ورزيدهء جنگى نميشد . اين منقصت البته چيزى نبود ، كه هوش فعال پهلوى به آن برنخورده باشد ، و اگر در اينكار تأخيرى شده بود ، بواسطهء فراهم نبودن مقدمات بود . در كابينهء قرارداد وثوق الدوله ، يك نيمه قانونى ، براى آمار و سجل احوال گذشته بود ، كه هيئت وزراء آن را وضع و تصويب كرده ، و نظميهء شهرها مأمور اجراى آن شده بودند . ولى ، اين تصويبنامه با نداشتن اجبار قانونى ، چطور اجراء ميشد ؟ چيزى نيست كه در آن حاجت بقلمفرسائى داشته باشم . همينقدر كه خوانندهء عزيز مأمورين نظميهء نورزيده و بيسواد آن روزها ، و مردمان شهرى لاابالى آندوره را در نظر آورند ، مىتوانند ، به وزن اين آمار از حيث صحت و تطبيق آن با واقع ، پى ببرند . اجمالا هركس هر رطب و يا بسى بدهنش مىآمد ، بمأمور نظميه ميگفت ، و اين مأمور هم هرچه دلش مىخواست ، مىنوشت ، و عجبتر اينكه ، وقتى ورقهء سجل ، شناسنامه ، بدست صاحبش ميرسيد و ميخواست غلطهاى شترى آن را ، ولو از حيث املاء اصلاح كند ، آقايان نظميهچىها راضى نمىشدند ، كه غلطهاى ارتكابى خود را هم تصحيح نمايند . در همان سال اول ، 1298 ، بدرخانهء ما هم آمدند . چون قبلا خبر كرده بودند ، چه روزى براى سرشمارى به خانه ميآيند ، من قبلا تاريخ ولادت خود و خانم مستوفى و فرزندان
--> ( 1 ) - « لوطىخور كردن » كنايه از تقسيمى است كه بدون رعايت هيچ قاعدهء كلى و اصل مسلمى در مال مفتى كه بىزحمت بدست آمده باشد ، معمول و مجرى دارند و اين كنايه از اين جهت مصطلح شده است ، كه اگر لوطى چيزى گير بياورد ، در ميان ميگذارد و بدون هيچ تشريفات و شرطى ، همه از آن برخوردار ميشوند .